از مهارتآموزی تا تربیت؛ روایت نخستین تجربه مدرسه مکمل آرمان
اگر قرار باشد تربیت، فقط در کلاس و با حرف و گفتوگو اتفاق نیفتد، بلکه دانشآموز آن را در دل تجربه، بازی، کار گروهی و موقعیتهای واقعی زندگی تمرین کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
محمدامین مسگر، مسئول مدرسه مکمل آرمان، در گفتوگو با «مرکز رسانه مجتمع تربیتی
آموزشی حضرت مهدی(عج)»، از تجربه نخستین دوره فعالیت این مدرسه و تلاش برای ایجاد
پیوندی متفاوت میان آموزش، مهارت و تربیت سخن گفت؛ تجربهای که در آن، دانشآموزان
در کنار یادگیری مهارتهای فنی، آموزشی و ورزشی، مؤلفههای تربیتی را نیز در میدان
عمل تمرین میکنند.
مسگر از چگونگی شکلگیری مدرسه مکمل آرمان، تجربه دوره تابستانی، برنامههای مهارتی و ورزشی، شیوه تلفیق تربیت با مهارتآموزی و برنامههای این مدرسه برای سال تحصیلی جدید میگوید. این گفتوگو با حفظ محتوای اصلی، برای سهولت در مطالعه و خوانش، در قالب یک گزارش تنظیم و ارائه شده است.
مدرسه مکمل، پاسخگویی به خلأهای مهارتی و تربیتی
بسمالله الرحمن الرحیم، مدرسه مکمل آرمان فعالیت خود را از تابستان سال 1405
با هدف پاسخگویی به بخشی از خلأهای مهارتی و تربیتی موجود در مدارس دولتی آغاز
کرد. ایده شکلگیری این مدرسه از سوی استاد عزیز حجتالاسلام والمسلمین نظافت، بر
این اساس استوار بود که در کنار آموزشهای رسمی و برنامه درسی مدارس، فرصت و فضایی
برای تقویت مهارتهای زندگی، مهارتهای تربیتی، رشد فردی و برخی مهارتهای تحصیلی
دانشآموزان فراهم شود؛ حوزههایی که ممکن است در چارچوب معمول مدرسه، به دلیل
محدودیت زمان یا تعدد دغدغهها، فرصت کافی برای پرداختن به آنها وجود نداشته باشد.
بر همین اساس، مدرسه مکمل آرمان تلاش کرد بهعنوان مکمل مدارس منطقه فعالیت
کند؛ به این معنا که دانشآموزان برنامه آموزشی و درسی خود را در مدرسه اصلی دنبال
کنند و در کنار آن، بخشی از نیازهای مهارتی و تربیتی خود را در یک محیط مکمل، واقعی
و فعال تجربه کنند.
آغاز فعالیت با یک دوره 30 جلسهای
نخستین دوره فعالیت مدرسه که بهنوعی همزمان با تأسیس مدرسه مکمل آرمان بود،
در تابستان سال 1405 برگزار شد. در این دوره حدود 90 دانشآموز از پایههای چهارم،
پنجم و ششم ابتدایی پذیرش شدند.
برای هر پایه دو گروه آموزشی تشکیل شد. برای نمونه، حدود 30 دانشآموز پایه
چهارم در دو گروه 15 نفره و در برخی موارد 16 نفره سازماندهی شدند و همین ساختار
برای پایههای پنجم و ششم نیز در نظر گرفته شد. برای هر گروه نیز دو مربی اختصاص یافت؛
بنابراین در هر پایه مجموعاً چهار مربی فعالیت میکردند.
در مجموع، با حدود 15 نفر نیرو توانستیم نخستین دوره فعالیت مدرسه را آغاز و
اجرا کنیم. این مجموعه شامل مربیان، استادان و تعدادی از همکارانی بود که در بخشهای
اجرایی و برنامهریزی نیز بهصورت مستقیم در پیشبرد فعالیتها همکاری داشتند.
دوره تابستانی در قالب 30 جلسه طراحی و اجرا شد و برنامههای آن در سه محور
اصلی مهارتهای فنی، مهارتهای آموزشی و مهارتهای ورزشی شکل گرفت.
برنامهها در سه روز از هفته برگزار میشد و دانشآموزان در هر روز حدود سه
ساعت در فعالیتها حضور داشتند. یکی از این روزها به بازدیدهای تفریحی، علمی، معنوی
و مذهبی اختصاص داشت و دانشآموزان در قالب برنامههای متنوعی از مجموعه خارج میشدند.
سینما، برخی آزمایشگاههای علمی، ورزش لیزرتگ، حرم، بهشت رضا(ع)، مزار شهدا، استخر
و برنامههایی از این دست، بخشی از این بازدیدها و فعالیتها بود.
دو روز دیگر به برنامههای مهارتی اختصاص داشت و دانشآموزان در سه حوزه فنی،
آموزشی و ورزشی فعالیت میکردند.
مهارتهای فنی؛ تجربه عملی و مسئولیتپذیری
در بخش مهارتهای فنی، دو برنامه اصلی باغبانی و معرقکاری در نظر گرفته شد.
در برنامه باغبانی، دانشآموزان با فرآیند رشد یک گیاه و چگونگی تبدیل یک بذر
به محصول آشنا شدند و این فرآیند را بهصورت عملی تجربه کردند. هدف این بود که
دانشآموز صرفاً درباره رشد گیاه اطلاعاتی دریافت نکند، بلکه در یک فرآیند واقعی،
مسئولیت مراقبت از آن را نیز بر عهده بگیرد.
بخش دوم مهارتهای فنی، آموزش معرقکاری بود. این دوره در سطح مقدماتی طراحی
شد تا دانشآموزان ضمن آشنایی با کار با چوب، زمینه لازم برای ادامه فعالیت در
مراحل بعدی، از جمله نجاری و سایر مهارتهای مرتبط با چوب را به دست آورند.
الحمدلله دانشآموزان در پایان دوره توانستند تابلوهای معرقی را که خودشان
ساخته بودند، به پایان برسانند و یک پروژه را از ابتدا تا انتها اجرا کنند. به این
ترتیب، آموزش مهارت از سطح آشنایی نظری فراتر رفت و به یک تجربه عملی و قابل
مشاهده برای دانشآموز تبدیل شد.
مهارتهای آموزشی؛ یادگیری در قالب تجربه و بازی
در بخش مهارتهای آموزشی، آموزش قرآن و برنامه «بازی ریاضی» اجرا شد.
آموزش قرآن در سطوح روخوانی، روانخوانی و تجوید ارائه شد و دانشآموزان پس از
تعیین سطح، در گروههای متناسب با سطح آموزشی خود قرار گرفتند.
در بخش ریاضی نیز یک المپیاد پایان دوره تابستانی طراحی شد که ساختاری مسابقهای
و بازیمحور داشت. دانشآموزان با انگیزه حضور در این المپیاد، مطالب ریاضی خود را
با کمک مربیان مرور میکردند. محتوای آموزشی متناسب با هر پایه فصلبندی شده بود و
برنامه بهگونهای طراحی شد که هم مرور مطالب درسی، هم تمرین و هم شبیهسازی فضای
المپیاد را در بر بگیرد.
به این ترتیب، تلاش شد درس ریاضی از یک فعالیت صرفاً آموزشی و کتابمحور، به
تجربهای همراه با بازی، رقابت و انگیزه تبدیل شود.
مهارتهای ورزشی؛ تحرک، نشاط و تجربه تربیتی
در بخش ورزشی نیز دو محور «دفاع شخصی» و «ساعت پسر بازیگوش» دنبال شد.
در برنامه «ساعت پسر بازیگوش»، مجموعهای از بازیها و فعالیتهای ورزشی طراحی
شد که در کنار ایجاد نشاط و تحرک، مؤلفههای تربیتی نیز در آنها مورد توجه قرار
گرفته بود. بادپا، والیبال نشسته، فوتبال با دو توپ، فوتبال با VAR و برنامههایی
از این جنس، بخشی از این فعالیتها بود.
در بخش دفاع شخصی نیز هدف، تقویت آمادگی جسمانی و توانمندی بدنی دانشآموزان و
فراهم کردن فرصتی برای فعالیت فیزیکی و تخلیه انرژی بود.
اما در طراحی این فعالیتها، ورزش صرفاً بهعنوان یک فعالیت جسمانی دیده نمیشد؛
بلکه تلاش کردیم از ظرفیت بازی و ورزش برای انتقال مفاهیم تربیتی نیز استفاده کنیم.
رویکرد اصلی؛ تربیت در بستر مهارت
هدف مدرسه مکمل آرمان صرفاً آموزش چند مهارت فنی، آموزشی یا ورزشی نبود. در
طراحی برنامهها، مجموعهای از مؤلفههای تربیتی نیز مورد توجه قرار گرفت؛ از جمله
تفکر، حریت شخصیت، کار تیمی، ایثار، اخلاق، نظم، دقت، صداقت، توانایی بیان نظر
مخالف در یک جمع و همچنین توانایی تبعیت از یک تصمیم گروهی، حتی در شرایطی که فرد
با آن تصمیم مخالف است.
اعتقاد ما این است که چنین مؤلفههایی باید در طول زمان برای دانشآموزان نهادینه
شود و به بخشی از رفتار و شخصیت آنان تبدیل شود. بر همین اساس، تلاش کردیم شیوه
انتقال این مفاهیم را نیز تغییر دهیم.
به جای اینکه این مفاهیم صرفاً در قالب سخنرانی، گفتوگو، حلقه یا هیئت به
دانشآموز منتقل شود، آنها را در بطن فعالیتهای مهارتی قرار دادیم تا دانشآموز
در حین یادگیری یک مهارت فنی، آموزشی یا ورزشی، این مؤلفههای تربیتی را نیز در یک
محیط واقعی تمرین کند.
برای ما مهم بود که این تمرینها به دور از بازیگری، ریا، تعارف و فضای مصنوعی
اتفاق بیفتد؛ بهگونهای که دانشآموز با یک موقعیت واقعی مواجه شود و نتیجه رفتار
خود را نیز ببیند.
مسئولیتپذیری در کارگاه و باغبانی
برای مثال، در کارگاه معرقکاری، دانشآموزان بهصورت گروهی فعالیت میکردند و
بهطور طبیعی با مفهوم مسئولیتپذیری مواجه میشدند. آنها باید در استفاده از
ابزار و وسایلی که در اختیارشان قرار گرفته بود، دقت میکردند و نسبت به آنها
مسئولیت داشتند.
حتی اگر وسیلهای خراب میشد، دانشآموز باید مجدداً آن را تهیه میکرد و هزینه
آن برای بار دوم بر عهده خودش بود. همچنین در جریان کار با چوب، زمانی که استاد
ابعاد مشخصی را برای برش یا اجرای یک فعالیت تعیین میکرد، دانشآموز باید با دقت
و نظم کار را انجام میداد.
در فعالیت باغبانی نیز مسئولیتپذیری به شکل ملموستری تجربه میشد. دانشآموزان
موظف بودند در طول هفته، هر کدام یک بار برای آبیاری گیاه به مجموعه مراجعه کنند.
اگر یکی از اعضای گروه وظیفه خود را انجام نمیداد، ممکن بود زحمت همه اعضای گروه
از بین برود و گیاه آسیب ببیند یا از بین برود.
این تجربه ساده، در عمل به دانشآموز نشان میداد که مسئولیت او تنها مربوط به
خودش نیست و عملکرد هر عضو میتواند بر نتیجه تلاش یک گروه تأثیر بگذارد.
تمرین صداقت و کار گروهی در «پسر بازیگوش»
در برنامه «پسر بازیگوش» نیز همین نگاه تربیتی دنبال شد. برای مثال، در یکی
از مسابقات فوتبال، از سازوکار VAR استفاده کردیم. در جریان مسابقه، داور
مستقیمی وجود نداشت و دانشآموزان باید تا حد زیادی خودشان اختلافات ایجادشده را
مدیریت میکردند. در صورتی که اختلافی میان بچهها به وجود میآمد و موضوع به حدی
میرسید که نیاز به بررسی داشت، به فیلمی که توسط فیلمبردار مجموعه در جریان
مسابقه تهیه شده بود، مراجعه میکردیم.
این شیوه، بهصورت طبیعی دانشآموز را با اهمیت صداقت مواجه میکرد؛ زیرا ممکن
بود ادعایی که در لحظه مطرح میشود، بعداً با مراجعه به فیلم مشخص شود.
در نمونهای دیگر، در مسابقه والیبال نشسته، پاهای دانشآموزان به زمین چسبیده
بود و امکان جدا کردن پاها از سطح زمین وجود نداشت. آنها باید بدون استفاده از
دست و تنها با سر، بادکنکی را که میان آنها و یک تور قرار داشت، مدیریت میکردند
تا در زمین خودشان فرود نیاید.
در چنین تجربهای، دانشآموز بهصورت عینی متوجه میشد که پا و دست چه اندازه
برای انسان اهمیت دارد؛ نعمتی که در شرایط عادی ممکن است کمتر به آن توجه کنیم.
این موارد تنها نمونههایی از تلاش ما برای پیوند دادن مهارتآموزی با تربیت
بود؛ به تعبیری، «مشت نمونه خروار» از برنامههایی که در نخستین دوره فعالیت مدرسه
اجرا شد.
ادامه مسیر در سال تحصیلی جدید
پس از پایان دوره تابستانی، برنامهریزی برای ادامه فعالیت مدرسه در سال تحصیلی
انجام شد. در این مرحله، ابتدا دانشآموزان دوره قبل مورد پذیرش و بررسی قرار گرفتند
و پس از ارزیابی و گزینش، در صورت وجود ظرفیت خالی، دانشآموزان جدید نیز پذیرش
خواهند شد.
با توجه به افزایش مشغله دانشآموزان در طول سال تحصیلی، تعداد جلسات از سه
جلسه در هفته به دو جلسه کاهش خواهد یافت و زمان دقیق برگزاری آن نیز اعلام خواهد
شد.
در ایام سال تحصیلی، توجه ویژهتری به فضای درسی و آموزشی دانشآموزان خواهیم
داشت و کلاسهای تقویتی نیز در نظر گرفته خواهد شد. تلاش ما این است که در حد
امکان، آموزش دروس مدرسه را با فضای زندگی دانشآموزان پیوند دهیم و مباحث آموزشی
را از حالت صرفاً نظری خارج کرده و به سمت فعالیتهای کارگاهمحور پیش ببریم.
اگر بتوانیم فضای آموزشی و درسهای مدرسه را با فضای واقعی زندگی دانشآموزان
عجین کنیم، طبیعتاً فرصت بیشتری برای یادگیری عمیقتر و اثربخشتر فراهم خواهد شد.
در کنار این موضوع، مؤلفههای تربیتی همچنان بخش جداییناپذیر برنامهها خواهد
بود؛ چراکه هدف اصلی مدرسه، در کنار توانمندسازی مهارتی، رشد تربیتی دانشآموزان
است.
چشمانداز مدرسه مکمل آرمان
تلاش ما این است که مدرسه مکمل آرمان محیطی امن، سالم، واقعی و به دور از تکلف
برای دانشآموزان باشد؛ محیطی که در آن، آموزش، مهارت و تربیت در کنار یکدیگر
اتفاق بیفتد و دانشآموز بتواند بخشی از آنچه را میآموزد، در موقعیتهای واقعی
تجربه و تمرین کند.
این مسیر با مدیریت و همراهی جمعی از مربیان، استادان و نیروهای اجرایی و
برنامهریزی دنبال خواهد شد.
مدرسه مکمل آرمان در حال حاضر فعالیت خود را در مقطع دبستان، دوره دوم، و برای
دانشآموزان پایههای چهارم، پنجم و ششم دنبال میکند. تجربه نخستین دوره تابستانی،
برای ما آغاز یک مسیر است؛ مسیری که امیدواریم در سال تحصیلی نیز با قوت ادامه پیدا
کند و بتواند در کنار آموزش رسمی مدارس، بخشی از نیازهای مهارتی و تربیتی دانشآموزان
را پاسخ دهد.
