ساده‌زیستی کریمانه؛ رمز ماندگاری یک طلبه در دل مردم

ساده‌زیستی کریمانه؛ رمز ماندگاری یک طلبه در دل مردم

جمعی از طلاب و اساتید مدرسه علمیه ثامن‌الائمه استان قم، در سفر زیارتی به شهر مشهد مقدس با حضور در مجتمع تربیتی آموزشی حضرت مهدی (عج)  با حجت‌الاسلام والمسلمین استاد محمدجواد نظافت یزدی دیدار و گفتگو کردند.

به گزارش روابط عمومی مجتمع حضرت مهدی (عج)، عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان، با تأکید بر سیره ساده‌زیستی امام رضا (ع)، نقش حیاتی روحانیت در شرایط فعلی را یادآور شد و بیان داشت: روحانیت، میراث‌دار راه اهل بیت (ع) بوده و رسالت خطیر خود را در به اهتزاز درآوردن پرچم انبیا دنبال می‌کند. پرچم انبیا چیست؟ پرچم ساده‌زیستی، کم‌مصرفی و ترجیح لذت‌های معنوی بر لذت‌های مادی.

موسس و مدیر عالی مجتمع حضرت مهدی (عج) بیان کرد: اگر انسان رفاه‌زده و مصرف‌گرا شود، به‌تدریج شکسته می‌شود و توان مقاومت خود را از دست می‌دهد. کسی که اهل تجمل و مصرف‌گرایی باشد، دیگر قدرت آن را ندارد که با مردم هم‌غذا شود، با آنان صمیمی باشد و در میان آنان زندگی کند؛ زیرا برای خود، زندگی‌ای جداگانه و متکبرانه ساخته است. بخش‌هایی از بیانات استاد نظافت را در ادامه می ‎خوانیم.

فرجام مستکبران؛ آینه‌ای برای بیداری

از سرنوشت امت‌های مستکبر عبرت بگیرید؛ از آن بلایی که خداوند بر آنان نازل کرد، از عذاب الهی و عقوبت‌های پروردگار پند بگیرید. بنگرید که چگونه چهره‌های متکبران بر خاک افتاد و پهلوهایشان بر زمین نشست. از هر آنچه بذر تکبر را در وجود انسان می‌پرورد، به خدا پناه ببرید؛ همان‌گونه که از بلاها و مصیبت‌های کوبنده الهی به او پناه می‌برید.

خداوند متعال به هیچ‌کس اجازه تکبر نداده است. اگر قرار بود این اجازه به کسی داده شود، بی‌تردید شایسته‌ترین افراد برای آن، پیامبران الهی بودند. چنان‌که در خطبه 192 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند که اگر خدای سبحان می‌خواست تکبر را برای یکی از بندگانش روا دارد، آن را برای پیامبران خود روا می‌داشت؛ اما خداوند تکبر را برای آنان ناپسند شمرد و به جای آن، تواضع را برای ایشان پسندید.

راز زندگی الهی؛ سادگی در برابر اشرافیت

ساده‌زیستی همه انبیا، از جمله پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، است؛ همان حقیقتی که در سیره ائمه معصومین علیهم‌السلام نیز می‌بینیم. تواضع، رمز و راز زندگی الهی است؛ همان‌گونه که تکبر، ریشه زندگی اشرافی، فرعونی و متظاهرانه است.

تکبر جلوه‌های گوناگونی دارد و یکی از نمودهای آن، در نوع مصرف و سبک زندگی انسان آشکار می‌شود. تواضع نیز جلوه‌هایی دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، سادگی در مصرف است. معنای تواضع در مصرف آن است که هرچه مقام معنوی انسان بالاتر باشد، از شکوه و تجمل مادی او کاسته می‌شود؛ و هرچه انسان از نظر معنوی فقیرتر باشد، بیشتر می‌کوشد با ظواهر مادی، برای خود شأن و اعتباری بسازد و خلأهای درونی و عقده‌های حقارت را جبران کند.

از این‌رو، در عالم دو خط و دو مکتب وجود دارد: خط انبیا، و خط طاغوت. در خط انبیا، انسان در خوردن و مصرف، آخرین نفر است، اما در خدمت، اولین نفر. در خط طاغوت، انسان در مصرف اولین نفر است، اما در خدمت و ایثار، آخرین نفر. اهل دنیا اگر چیزی اضافه بیاورند، برای خود برمی‌دارند؛ اما اهل خدا اگر چیزی در اختیار داشته باشند، دیگران را در آن شریک می‌کنند.

تواضع انبیا؛ درس هم‌نشینی و هم‌سفره‌گی

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه قاصِعَه می‌فرمایند که خداوند برای پیامبران، تواضع را پسندید. سپس در توصیف آنان می‌فرمایند «فألصقوا بالأرض خدودهم و عفّروا في التراب وجوههم» آنان گونه‌های خود را بر زمین می‌چسباندند؛ یعنی اهل نماز، سجده و خاکساری در پیشگاه پروردگار بودند. چهره‌هایشان را بر خاک می‌نهادند و در برابر خداوند به نهایت بندگی و خشوع می‌رسیدند. بال برای مؤمنان پایین آوردند؛ یعنی انبیا با مردم، به‌ویژه مؤمنان، متواضع و همسفره می‌شوند.

معنای این سخن آن است که پیامبران با مردم زندگی می‌کردند، با آنان هم‌سفره می‌شدند و خود را از توده مؤمنان جدا نمی‌ساختند. غذای آنان از دیگران جدا نبود و مردم را در زندگی خویش شریک می‌کردند. رابطه آنان با مردم، رابطه‌ای صمیمی، بی‌تکلف و سرشار از کرامت بود.

در سیره امام رضا علیه‌السلام نیز این حقیقت به‌روشنی دیده می‌شود. نقل شده است که شخصی به حضرت عرض کرد بهتر است سفره غلامان جدا باشد. امام علیه‌السلام از این سخن ناراحت شدند و فرمودند: همه ما از یک پدر و مادر هستیم و برتری انسان‌ها تنها به تقواست. آن حضرت در کنار محروم‌ترین و به ظاهر کم‌بهره‌ترین افراد می‌نشستند و با آنان هم‌غذا می‌شدند. این همان معنای فروتنی در برابر مردم، در دسترس آنان بودن و شریک شدن با آنان در زندگی است.

درباره امام حسین علیه‌السلام نیز نقل شده است که روزی از کنار جمعی از غلامان عبور می‌کردند که بر زمین نشسته بودند و نان ساده می‌خوردند. آنان از حضرت دعوت کردند که بر سفره‌شان بنشینند. چون سابقه تواضع آن حضرت را می‌دانستند، با اطمینان دعوت کردند. امام علیه‌السلام از مرکب فرود آمدند و با خود زمزمه کردند که خداوند متکبران را دوست ندارد. سپس بر سر سفره ساده آنان نشستند و با آنان هم‌غذا شدند. پس از آن نیز آنان را به منزل خویش دعوت کردند و هنگامی که به خانه حضرت آمدند، به خدمتگزار خود فرمودند بهترین پذیرایی را از آنان به‌عمل آورد.

روحانیت ادامه‌دهنده انبیا در تبلیغ صرفه‌جویی

این، همان خط انبیاست؛ و روحانیت نیز همین مسیر را برگزیده است. روحانیت آمده است تا پرچم انبیا را بر زمین نگذارد. و پرچم انبیا چیست؟ پرچم ساده‌زیستی، کم‌مصرفی و ترجیح لذت‌های معنوی بر لذت‌های مادی.

برای اهل ایمان، بهشت حقیقی در همین دنیا، بهشت معرفت، اخلاق، آداب، ایثار و معنویت است. دنیا به معنای مادی آن، هرگز بهشت مؤمن نیست. چنان‌که در روایت آمده است: «الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر»؛ دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است. البته حتی آنان که گمان می‌کنند دنیا می‌تواند برایشان بهشت مادی باشد، در حقیقت خود را بیشتر در جهنم قرار می‌دهند.

واقعیت آن است که در این دنیا، هیچ‌کس به لذت مادیِ حداکثری دست نخواهد یافت؛ حتی ترامپ یا ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد عالم. خداوند انسان و دنیا را این‌گونه آفریده است که آسایش مادی در آن، مطلق و پایدار نباشد. هر لحظه احتمال حادثه‌ای وجود دارد، هر لحظه بیم بیماری، مرگ، فقدان و آشفتگی هست. دنیا از حیث مادی، جهانی متلاطم و ناپایدار است. از همین رو، کسی که می‌خواهد نهایت لذت مادی را از دنیا بگیرد، در حقیقت بیشترین رنج را نیز متحمل می‌شود.

اگر قرار باشد دنیا برای کسی بهشتی باشد، این بهشت از آنِ کسی است که از دنیا انتظار بهشت مادی نداشته باشد. انسان هرچه توقعش از دنیا کمتر باشد، آرامش و رضایتش بیشتر خواهد بود؛ و هرچه انتظارش از دنیا بالاتر رود، رنج و نارضایتی‌اش افزون‌تر می‌شود. کسی که سطح توقع خود را پایین می‌آورد، زودتر به رضایت می‌رسد؛ اما کسی که از دنیا انتظار بهشت مادی دارد، پیوسته در آتش مقایسه، حرص، ناکامی و احساس کمبود خواهد سوخت.

زندگی ساده، دلِ آرام

در نهج‌البلاغه آمده است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: نفس خود را آن‌چنان ریاضت می‌دهم و آن‌چنان ادب می‌کنم که اگر نانی خشک و خالی به دستش برسد، به عنوان غذا به آن راضی باشد و اگر نان با اندکی نمک همراه شود، به آن نیز به‌عنوان خورشت خشنود گردد. این، نهایت تربیت نفس و نشانه اوج آزادگی انسان است.

از همین‌رو، لذت حقیقی در دنیا نیز از آنِ پیامبران است؛ زیرا آنان دلبسته دنیا نیستند و توقعاتشان بالا نیست. پیامبر و اولیای الهی چون وابسته به مظاهر مادی نبودند، از زندگی ساده خود بیشترین بهره را می‌بردند.

ساده‌زیستیِ کریمانه؛ از سیره رهبر شهید تا روش علما

پیامبران افتاده و مردمی هستند، چنین روحیه‌ای در سیره رهبر شهید نیز به‌وضوح دیده می‌شد. ایشان با آن‌که از خانواده‌ای همسر گرفته بودند که از نظر مادی در سطح خوبی قرار داشتند، هرگز اهل تجمل و تفاخر نبودند. یکی از شاگردان ایشان نقل می‌کرد که روزی به منزل آن بزرگوار رفتیم و دیدیم فرش‌های خانه را به زیلو تبدیل کرده‌اند. از این تغییر ساده‌زیستانه شگفت‌زده شدیم. بعد معلوم شد که ایشان فرش‌ها را فروخته‌اند و به زیلو تبدیل کرده‌اند؛ البته با رضایت همسرشان. زیرا زهد، امری است که نباید بر خانواده تحمیل شود. سپس با مازاد آن، چند زیلو تهیه کرده و میان طلبه‌های دیگر توزیع کرده بودند.

این‌گونه بود که رهبر شهید، نگاه پدرانه‌ای نسبت به دیگران داشتند. وقتی انسان بیش از اندازه مصرف کند، دیگر جایی برای دیگران باقی نمی‌ماند. اما کسی که اهل سادگی است، با مردم ارتباطی برقرار می‌کند و خود را از آنان جدا نمی‌سازد.

شخصی از تاجران، عبایی بسیار نفیس و گران‌قیمت را به مرحوم آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری رحمه‌الله هدیه داد. ایشان نیز هدیه را پذیرفتند؛ چراکه هدیه را نباید رد کرد. سپس فرمودند: اگر ممکن است این عبا را به شکل چند عبای ساده و معمولی تبدیل کنید تا من نیز از آن استفاده کنم. آن تاجر پذیرفت و عبا را به چند عبا تبدیل کرد. یکی از آن‌ها را خود ایشان استفاده کردند و باقی را به اطرافیان و وابستگانشان دادند. با این کار، نه‌تنها خود ایشان بهره بردند، بلکه دیگران نیز بی‌نصیب نماندند. وقتی آن تاجر دید که عباهای همه نو شده است، گفت: «پس این‌گونه بهتر شد؛ هم من بهره بردم، هم دیگران»

رفاه‌زدگی عامل شکستگی

و حقیقت خط انبیا نیز همین است. بچه‌ها، خط مقاومت همین معنا را دارد. اگر انسان رفاه‌زده و مصرف‌گرا شود، به‌تدریج شکسته می‌شود و توان مقاومت خود را از دست می‌دهد. کسی که اهل تجمل و مصرف‌گرایی باشد، دیگر قدرت آن را ندارد که با مردم هم‌غذا شود، با آنان صمیمی باشد و در میان آنان زندگی کند؛ زیرا برای خود، زندگی‌ای جداگانه و متکبرانه ساخته است. چنین انسانی دیگر نباید به او نزدیک شد، و همین فاصله، او را از مردم و از حقیقت جدا می‌کند.

در حالی که مستکبران عالم، با تکیه بر ظواهر و شکوه مادی، می‌کوشند حقارت‌ها و کمبودهای درونی خود را جبران کنند. آنان می‌خواهند با لباس، خانه، خوراک، مرکب و جلوه‌های بیرونی، ضعف‌های روحی خویش را بپوشانند. اما انبیا، برعکس، تواضع را برای مؤمنان فرود آوردند؛ یعنی خود را در کنار مردم، در سطح مردم و هم‌سفره مردم قرار دادند.

انبیا و پیروان راستین آنان، همواره در میان مستضعفان زندگی کرده‌اند؛ از نظر اقتصادی، با آنان همراه بوده‌اند و در سختی‌ها و محرومیت‌ها کنار آنان ایستاده‌اند. خداوند نیز انبیا را با گرسنگی آزمود، با مشقت‌ها مبتلا ساخت و با ترس‌ها و ناامنی‌ها امتحان کرد. این سختی‌ها، عرصه ظهور خلوص آنان بود.